بدنبال اظهارات عباس فلاحی باباجان نماینده شریف مردم شریف اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی مبنی بر تشکیل استان ارسباران و تبدیل اهر به مرکز این استان جدید اشخاص زیادی به این امر واکنش‌ نشان دادند.از این رو بر آن شدم به این موضوع بپردازم.مساحت قره‌داغ در گذشته در حدود 20000 کیلومتر بود اما هنگامیکه شهرستان ارسباران (اهر) در سال 1323 خورشیدی ایجاد گردید مساحت آن به 13000 کیلومتر مربع تقلیل یافت زیرا مابقی آن ضمیمه اردبیل و تبریز گردید.امروز حدود 7000 کیلومتر از اراضی قره‌داغ در محدوده شهرستان‌های تبریز-شبستر-مرند-هریس-مشکین‌شهر و مغان قرار دارند.بعد از شقه‌ شقه شدن روستاها و قصبات شهرستان ارسباران(اهر) از  این مساحت باقیمانده (13000 کیلومتر مربع) دهستان اسپیران-بخش سیه‌رود و شهرستان هریس جدا شده و امروزه مساحت شهرستان‌های اهر-ورزقان-خداآفرین و کلیبر در حدود 10000 کیلومتر مربع است.اما موضوع استان شدن قره‌داغ را قاسم معماری نماینده سابق اهر قبلاً مطرح و پیگیری کرده و به نتیجه نرسید.حتی آقای علی اکبرزاده مردانقم نماینده سابق ورزقان و خاروانا در این زمینه به آقای معماری در قبال ارتقاء بخش ورزقان به شهرستان قول همکاری داد و در اثر این بده بستان ورزقان در اثر همکاری مشترک اکبرزاده مردانقم و بویژه معماری ورزقان شهرستان شد.حتی می‌گویند که آقای علی اکبرزاده مردانقم درخواست مشترک تبدیل بخش ورزقان به شهرستان ورزقان را به هنگام نهارخوری به امضای نماینده اهر (معماری) رسانید و پول نهار را هم آقای علی اکبرزاده پرداخت نمود. ارتباط بین تک تک قره‌داغی‌ها به حدی زیاد است که اختلافات و زد و خوردهای چندین صد ساله بین عشایر حاج علیلو؛عشایر بایبردلو و حتی عشایر چلبیانلو نتوانسته آنها را از هم جدا کند.امروزه می‌توان همه ساکنان قره‌داغ را یک ایل مستقل بنام "قره‌داغلو" بحساب آورد.  بنابه نوشته حمدالله مستوفی محال‌های قره‌داغ اغلب تابع تومان مشکین‌شهر و دزمار تابع تومان مرند بودند و هیچگونه همبستگی بین محال‌های فوق وجود نداشته است.اما با آمدن توخماقلو-استاجلو‌ها (ایل خلفا) از سیواس و آماسیه به قره‌داغ در زمان شاه اسماعیل صفوی هسته اولیه قره‌داغ به تدریج در دیزمار بویژه کوههای پیرسقا و بخش وسیعی از دیزمار شکل گرفت و بدلیل زیاد بودن کوه به این منطقه قره‌داغ اطلاق گردید . می‌توان ادعا کرد که قره‌داغ در زمان صفویه قلمرو خلفای دیزمار به مرکزیت دوزال (فرزندان خلیفه الیاس رحمت الله و خلیفه انصار قره‌داغلو و پسرش) بوده است که وجه تسمیه آن بخاطر قرینه بودن این منطقه با قره‌باغ در طرف مقابل بوده است. در هیچ منبع تاریخی قبل از صفویه به این منطقه قره‌داغ اطلاق نشده است. اما سندی موجود است که حتی در زمان شاه طهماسب صفوی نیز بین منطقه ارسبار می‌گفتند.قرن‌هاست که اهالی دیزمار به طرفین رود دوزال از کلو تا دوزال "ارسبار" می‌گویند.به استناد سنگ نگاره‌های سونگون ؛ سنگ نوشته اورارتویی سقندل و خانه‌های سنگی روستای سقای بویژه آثار باستانی 7000 ساله پیدا شده از محل سد خداآفزین تاریخ قره‌داغ هزاران سال کهن‌تر از حضور و حتی وجود ارامنه؛آریایی‌ها،اعراب،اتراک و ... است.امروزه اکثریت قریب به اتفاق مردم قره‌داغ خود را ترک می‌دانند و به این زبان صحبت می‌کنند. در حدود 2000 سال پیش استرابون مورخ و جغرافیدان یونانی از واژه "آراکسینا" جهت سواحل رود ارس استفاده کرده است. از این رو ارس نه ترکی،نه پهلوی و نه ارمنی است.در متون افشاریه؛زندیه بویژه قاجار از قره‌داغ به وفور استفاده شده است و در زمان رضاخان بخاطر اینکه "قره‌داغ" ترکی است در مکاتبات رسمی از "ارسباران" استفاده گردید که تنها جزء دوم آن (باران) به نظر پهلوی می‌آید.از این رو نباید در مورد قره‌داغ یا ارسباران حساس شد و با الفاظ بازی کرد.اگر همه قره‌داغیان و قره‌داغی زادگان از شهرهای تهران؛تبریز،ارومیه؛مرند و ... برگردند جمعیت این منطقه بیش از دو میلیون نفر خواهد بود.قبل از انقلاب در قره‌داغ 985 روستای مسکونی به همراه جمعیت عشایری قابل ملاحظه وجود داشت.در اثر کمبود امکانات به شهرهای بزرگتر مهاجرت نموده‌اند.با استان شدن قره‌داغ می‌توان بر سرعت آبادانی این منطقه افزود و قره‌داغ از استان‌های ایلام،سمنان و چهار محال بختیاری جهت استان شدن مستعدتر است.چنین تلاش‌هایی هر چند ممکن است با نیت عوامفریبی صورت گرفته باشد قابل تقدیر و سپاسگزاری است.